جدیدترین اخبار

هنر تلاوت قرآن در سایت تنغیم، پایگاه جهانی قرآنیان

لطایف قرآنی (6)

 

 

 

 

 

 

نامه دزدی
شخصی نامه‌ای در کمال فصاحت و بلاغت و آراسته به آرایه‌های لفظی و معنوی برای صاحب بن عباد (وزیر دانشمند ایرانی که اولین کسی بود که لقب صاحب داشت و از وزیران دیلمیان بود) نوشت. وقتی صاحب ، نامه را خواند فهمید که اکثر مطالب نامه از نوشته‌های خود اوست که نویسنده با مهارت آنها را در نامه خود جای داده.
پس در جواب آن شخص این آیه قرآن را نوشت "این محصول ماست که به سوی خود ما باز گردانده شده" (سوره یوسف 65)
مجادله های لفظی
دزدی سر راه یک قاضی را گرفت و گفت:برهنه شود و آنچه را که از البسه و نقود داری،به من ده.قاضی گفت:تو کیستی:دزد گفت:سارق هستم.
قاضی گفت:از خدا نمی ترسی؟
دزد گفت:اگر از خدا نمی ترسیدم، اول تو را می کشتم و بعد مالت را می بردم.
قاضی گفت:تو حیا نمی کنی،حال آنکه پیغمبرت فرموده است:«الحیاء من الایمان».
دزد گفت:پیغمبر خدا(ص) چنانچه آن را فرموده،این را هم فرموده است:«الحیاء مانع الرزق؛حیاء مانع رزق و روزی است».من اگر حیا بکنم، باید گرسنه بمانم.
قاضی گفت:«استغفرالله ربی و اتوب الیه».چه گناه کردم که به دست این دزد گرفتار شدم؟!
دزد گفت:«لا حول ولا قوه الا بالله»چه تقصیر از من سر زده که امروز به دست این روده دراز افتادم؟!
قاضی گفت:چرا دزدی می کنی،حال آنکه خداوند فرموده است:و فی السماءرزقکم و ما توعدون؛ روزی شما و آنچه به شما وعده داده شده است،در آسمان است روزی شما در آسمان است.
دزد گفت:این را هم خداوند ـ عزوجل ـ فرموده:نحن قسمنا بینهم معیشتهم؛ما وسیله گذران زندگی را میانشان تقسیم کردیم قسمت من این طور است.باید با دزدی روزی بخورم.
قاضی گفت:از من عفو فرمائید که بی وقت،از خانه بیرون آمدم.
دزد گفت:مگر از نجوم خبر نداری.
قاضی گفت:پیامبر فرموده است:«کسی که اعتقادبه منجم(طالع بین)کند، هر اینه به خدا کافر شده است».
دزد گفت:خود باری تعالی فرموده:و بالنجم هم یهتدون؛مردم به وسیله ستارگان راه خود را می یابند.قاضی گفت:برو در خانه خود قرار گیر،روزی تو می رسد و مردم را آزار مکن.
دزد گفت:من امشب به قرآن تفال زدم از برای دزدی،این ایه آمد:و أن لیس للانسان الا ما سعی؛برای انسان جز آنچه برایش کوشش می کند، چیزی نیستپس کوشش کردم،تا تو را روزی خود یافتم.
این سخن ها می گفت و یکی یکی،لباس و نقود قاضی را تماماً از دستش می گرفت و می گفت:حالا دیگر راه امن است،برو و نترس.فی امان الله تعالی!
مفسر قرآن
پیرمرد بی سواد ادعای تفسیر قرآن کرد،از او پرسیدند:«تو که اینقدر ادعای تفسیر قرآن می کنی،برای ما ایه إذا بلغت الحلقوم…» را تفسیر کن.
جواب گفت:«یعنی تا حلقوم غذا نخورید»
سپس از او پرسیدند:«پس،شکم یعنی چه؟» گفت:«یعنی کم غذا بخور»